یه طاقه پارچه مشکی- یه اگهی ترحیم- یه دسته گل روی دری همیشه بسته

یه قاب عکس رو دیوار- ساعت همیشه خوابیده- گلدون و پنجره هم که دل شکسته

یه مرد بی هویت- یه نامه ی وصیت- یه حلقه توی دسته مرد خسته

رفتی و جات خالی شد تو خونه م- آتیشو باز کشیدی به جونم- میدونم که حرفای قشنگت

چیزی نیست جز اشکی رو گونه م- آخ بازم داغت کوبید تو سینه- یادتو چقدرکه دل نشینه

خدایا کاری کن از  بهشتت- بتونه اشکامو ببینه

یه عشق نیمه کاره- اشکهای باز دوباره- یه قبر بی ستاره میون یک شب

رفتی جایی که کسی ندیده- زندگی دنیا همش فریبه- شکوه از بی راهه های غربت

میدونم اینجا هم غریبه- یادته واست جون می سپردم الکی تو اغوشت می مردم

ولی تو فقط یک دفعه مردی که بگی دیگه بازی رو بردم...