نگاه کن

نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام میکشد
نگاه کن تمام آسمان من
پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطر ها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی ز عاجها
ز ابرها بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شورها
به راه پر ستاره می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
نگاه کن...
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 17:37 توسط میلاد مرادی
|
سلام به همه ی دوستای گلمون چه دانشکده خودمون چه دانشکده های اطراف!چه شهر خودمون چه شهرهای اطراف!!!!! ما بچه های هوشبری کرمانشاه ورودی نود اینجا یه فضای دوستانه و صمیمی ساختیم که توش چیزایی که به نظرمون قشنگه و ارزش خوندن داره آپ میکنیم!!!!امیدواریم اوقات فراغت خیلی خوبی رو براتون فراهم کنیم!