به یادم آور.....
نسیـــم، دانــه از دوش مـورچــه انـداخت ...
مورچـه دانـه را دوبـاره بر دوشـش گرفــت و رو به خــدا گفــت:
گــاهــی یــادم مـــی رود کــه، هستی ...
کـاش بیـشتـــر نسیــم بــوزد!

مورچـه دانـه را دوبـاره بر دوشـش گرفــت و رو به خــدا گفــت:
گــاهــی یــادم مـــی رود کــه، هستی ...
کـاش بیـشتـــر نسیــم بــوزد!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 18:4 توسط شیما نظری
سلام به همه ی دوستای گلمون چه دانشکده خودمون چه دانشکده های اطراف!چه شهر خودمون چه شهرهای اطراف!!!!! ما بچه های هوشبری کرمانشاه ورودی نود اینجا یه فضای دوستانه و صمیمی ساختیم که توش چیزایی که به نظرمون قشنگه و ارزش خوندن داره آپ میکنیم!!!!امیدواریم اوقات فراغت خیلی خوبی رو براتون فراهم کنیم!